رسم بازی عشق این بود که من بشمارم و تو قایم شوی به همان رسم های قدیمی کودکانه (قایم باشک) هنوز نشمرده بودم که رفتی و چنان ناپیدا که برای همیشه به دنبالت سرگردان و آواره شدم لعنت به این بازی بچه گانه... لعنت
الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی همدردی کنم بیش از انکه مرا بفهمند دیگران را درک کنم پیش از انکه دوستم بدارند دوست بدارم زیرا در عطا کردن است که می ستانیم ودر بخشیدن است که بخشیده میشویم و در مردن است که حیات ابدی می یابیم.